عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
8
كشف الحقايق ( فارسى )
در اين كتاب ذكر نكردم تا نظر نامحرمان بر آن نيفتد زيرا كه هر آدميى كه باشد البته او را از اين سه مذهب يكى باشد « 1 » : اول - مذهب مادر و پدر و عوام شهر بود تا در ميان كدام طايفه بود اول او را آن مذهب باشد . اينست معنى : « كل مولود يولد على الفطرة فأبواه يمجسانه او يهودانه او ينصرانه » . دوم - مذهب پادشاه وقت « 2 » اگر عادل باشد بيشتر اهل شهر عادل باشند اگر ظالم باشد ظالم شوند و اگر زاهد زاهد شوند « 3 » و اگر حنفى مذهب باشد حنفى شوند و اگر شافعى شافعى از جهت آنكه همه كس قرب پادشاه را طالب « 4 » باشند و همه كس مريد « 5 » ارادت و محبت پادشاه باشند هر كس كه بينى از پادشاه خوف و انديشه دارد « 6 » پس به اين سبب جمله در مناسبت كوشند و خود را به مشابهت منسوب كنند « 7 » اينست معنى : « الناس على دين ملوكهم » . سيوم - مذهب يار بود تا در حق كه ارادت دارد « 8 » و با كه صحبت و دوستى ورزد هرآينه مذهب او گيرد كه معنى صحبت موافقت درون و مشابهت بيرون است « 9 » اينست معنى : « المرء على دين خليله . » پس اين مذهب ميان وى و خليل وى بود « 10 » و غير خليل را بر اين اطلاعى نيست و از غير خليل پوشيده مىبايد داشت و به حقيقت اين مذهب ميان وى و خداى ويست اينست معنى : « أستر ذهابك و ذهبك و مذهبك . » چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان اگر آنچه اعتقاد اين درويش است در اين كتاب نوشته شدى « 11 » خليل و غير خليل را بر آن اطلاع افتادى و منظور نظر محرم و نامحرم بودى و نامحرمان را در سخن عزيزان نظر كردن حرام است زيرا كه فساد آن بيش از اصلاح « 12 » ( كذا فى الاصل ) باشد بلكه همه فساد باشد و سنت عزيزان پيش از اين چنين بوده است كه جماعتى كه در صحبت ايشان مىبودهاند در هر كه استعداد و ( كذا با واو ) قبول
--> ( 1 ) - او را سه مذهب بود ( 2 ) - پادشاه ولايت بود اگر پادشاه ولايت عادل باشد ( 3 ) - زاهد زاهد و اگر حكيم حكيم ( 4 ) - هر كس را قرب پادشاه مطلوبست ( 5 ) - طالب ( 6 ) - هر كس به نيتى و همه كس را از پادشاه خوف و انديشه باشد ( 7 ) - بمناسبت منسوب كنند ( 8 ) - مىدارد ( 9 ) - مشابهت بيرون و موافقت اندرون است ( 10 ) - وى است ( 11 ) - بدانكه آنچه تحقيق اين درويش است اگر در اين كتاب ( 12 ) - صلاح